محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
337
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
هر يك در دو بخش است ، همچنانكه خراسان وهيطل در خاورند وجيحون آن دو را جدا مىسازد ، مغرب واندلس نيز در باختر چنيناند ودرياى روم آن دو را جدا مىكند . چون من [ به اندلس نرفته بودم ] وتوانائى سوره بندى اندلس را نداشتم آن را مجمل گزاردم ، ولى خورهء قرطبه را كه از گزارشگران فراوان شنيده وشناخته بودم گزارش دادم . پس كتاب خويش را بر پيرى از پيران ايشان عرضه داشتم ، أو گفت : بر مقياسى كه تو نهادهاى بايستى اندلس هجده خوره باشد وآنها را چنين برشمرد : بجّانه ، مالقه ، بلنسيه ، تدمير ، سرقوسه ، يابسه ، وادى الحجارة ، تطيله ، وشقه ، مدينة سالم ، طليطله ، اشبيليه ، بطّليوث ، باجه ، قرطبه ، شذونه ، جزيرة الخضرا « 1 » من اين را با پيرى ديگر در ميان نهادم ، « 2 » أو گفت : راست گفته ولبيره وخشنبه را بر آنها افزود . البتة برخى از اين نامها مىتوانند ناحية باشند مانند ايلاق وكش وصغانيان . واللّه اعلم .
--> ( 1 ) « جزيرة الخضراء » در افسانههاى گنوسيستى جائى ويژه يافته است ، براي كسب دانش هميشه مردم خاور ، باختر را ومردم باختر خاور را اميدگاه قرار مىدادهاند . از اين روى بيشتر قهرمانان افسانههاى گنوسيستى هند وإيراني همچون حي بن يقظان » ، « سلامان وابسال » ، « الغربة الغربية » از يمن ( سبا ) كه سرزمين وپايگاه أفكار هندى در جزيرة العرب بوده است ، برخاسته به مغرب مىرفتهاند . يكى از پايگاهها كه اين قهرمانان افسانهاى بدان دست يافتهاند جزيرة الخضرا است . تاريخچه پيدايش وتكامل اين افسانه در ذ 5 : 105 وحقافق الراهنة : 145 ديده شود . ( 2 ) عرضه كردن كتاب بر پيران اندلس در ص 223 : - نيز گذشت .